Wednesday, March 16, 2011

داستان غم انگیز آیدا سعادت

سالیانه هزاران تن از هموطنان ما به امید یافتن یک زندگی بهتر و نفس کشیدن در کشوری مترقی ، مرفه و امن ، راه پناهندگی در پیش می گیرند و به سوی ممالک غربی رهسپار میشوند . جستجو برای سرزمینی با آب و هوایی بهتر و غذایی بیشتر و دوری از جانوران درنده رسم و راهی بود که اجداد ما و انسانهای نخستین از میلیونها سال پیش در پیش گرفتند . مهاجرت حق هر انسانی هست . در حال حاضر دست کم پنج هزار نفر از هموطنان ما در کشور ترکیه به دفاتر سازمان ملل مراجعه کرده اند و برای اخذ پناهندگی اسم خود را در فهرست انتظار نوشته اند و امیدوارند که یکی از کشورهای اروپایی یا آمریکای شمالی ، آنها را بپذیرد و بقیت عمرشان را در آن ممالک بگذرانند . اما شرایطی که دولت ترکیه برای این پناهجویان بوجود آورده است این کشور را به جهنمی برای ایرانیان جویای پناهندگی در غرب مبدل کرده است . بسیاری از هموطنان پناهجوی ما در استان مرکزی و فقیر نشین نیده اسکان داده شده اند . اخیرا” خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارشگر ایرانی خود بنام شهرزاد فرامرزی را به آن منطقه فرستاده تا جویای حال و روز ایرانیان پناهجوی مقیم آنجا شود . گزارشگر خبرگزاری آسوشیتدپرس در شهر کایسری استان نیدهء ترکیه برای نشان دادن وضعیت اسفناک ایرانیان پناهجو و بلاتکلیف در آنجا و آنچه که بر ایرانیان متقاضی پناهندگی می رود ، شرح حال و زندگی چند تن از هموطنان ما و بویژه هموطنی بنام آیدا سعادت را برگزیده است . ماحصل این گزارش آنقدر غم انگیز بود که بلافاصله همهء روزنامه ها و شبکه های تلوزیونی و نیز سایتهای مهم خبری اروپا ، آمریکا ، کانادا و استرالیا مشاهدات گزارشگر خبرگزاری آسوشیتدپرس از روزگار رقت بار هموطنان پناهجوی ما در ترکیه و بویژه شرح حال آیدا سعادت ، دختری بنام مهدیس و دو نوجوانی که با آنها زندگی می کنند را همراه با تصاویر و توضیحاتی تاسف بار منتشر کردند. آیدا سعادت زنی هست که سه سال پیش جذب محفل موسوم به کمپین یک میلیون امضا شد و یکسال بعد که آن محفل منحل گشته و تقسیم به گروه هایی چند نفره گشت ، وارد محفل دیگری می شود که کارهای حقوق بشری می کردند و البته فعالیشتان در حد نوشتن در یک وبسایت بود . آیدا سعادت تصمیم می گیرد به قصد گرفتن پناهندگی و زندگی در یک کشور غربی از کشور خارج شود و نهایتا” رفتن به ترکیه را انتخاب می کند . اما روند اخذ پناهندگی از سازمان ملل و رفتن به کشوری غربی به آن گونه ای نبوده که وی در ابتدا تصور می کرده و این زن بیچاره دچار سیه روزی بی مانندی می شود تا جایی که از کمک سازمان ملل ناامید شده و دست به دامان همهء مطبوعات و رسانه ها و خبرگزاری ها و سازمانهای خارجی مدافع حقوق بشر می گردد . گزارشگرایرانی خبرگزاری آسوشیتدپرس در ترکیه که درخواست آیدا سعادت را پذیرفته و شرح حال زندگی رقت بار پناهجویان ایرانی رابه سراسر جهان مخابره کرده است و می نویسد این زن بی پناه و درمانده تمام زمستان گذشته را در اتاقی سرد و بدون حداقل امکانات زندگی گذرانده است . خبرگزاری آسوشیتدپرس و همهء رسانه هایی که وضعیت اسفناک آیدا سعادت را منعکس کرده اند نوشته اند که یکی از دوستان و همراهان آیدا سعادت ( که از وی بنام مهدیس نام می برند ) در این مدت از سوی مردان ایرانی و پناهجو در آن شهر مورد تجاوز جنسی قرار گرفتهاست . آسوشیتدپرس توضیح می دهد که دو نوجوان کم سن و سال ایرانی بنامهای حسام میثاقی و سپهر عاطفی نیز که در ایران با آیدا سعادت در ارتباط بوده اند برای پیوستن به وی و گرفتن اقامت و پناهندگی از کشورهای غربی ، از همان راه مرزی وارد ترکیه میشوند اما راه را گم کرده در برف و یخ گرفتار میشوند . حسام میثاقی به گزارشگر خبرگزاری آسوشیتدپرس گفته است که ما در حال مرگ بودیم اما در آخرین لحظات حیاتمان لحظات یکی از اهالی ترکیه ما را در حال مردن دید و جانمان را نجات داد . این دو نوجوان در حال حاضر همراه با آیدا سعادت و مهدیس در همان مسکنی که ذکرش رفت زندگی می کنند و در طول زمستان گذشته تنها یکبار توانسته اند خود را با مقداری هیزم و ذغال گرم کنند . نامه هایی که آیدا سعادت برای سازمانهای حقوق بشری خارجی نوشته و نیز شرح حالی که خودش برای دیگر خبرنگاران مخالف گفته ( و لینکشان را در این مطلب می بینید ) نشان می دهند که هموطنان پناهجوی مقیم ترکیه مستاصل شده و در سختی و بدون تامین هزینهء زندگی و مسکن و غذا و درمان به حال خود رها شده اند و نه تنها از سوی مقامات و پلیس محلی ترکیه به عنوان انسان به رسمیت شناخته نمی شوند ، بلکه حتی از سوی برخی از هموطنان خود نیز در معرض خطر و حتی احتمال تجاوز جنسی قرار دارند . آیدا سعادت در پاسخ به گزارشگر خبرگزاری آسوشیتدپرس که پرسیده است چرا کشورت را ترک کردی می گوید ″ من یک روز داشتم به منزلم بر می گشتم که یک نفر ناگهان به من حمله کرد و من را زد و گفت تو دشمن مردم و کشور هستی و تصمیم داریم تو را بکشیم ، من هم فورا” وسایلم را جمع کردم و به سمت مرز ترکیه رفتم و از کشور خارج شدم و تصمیم گرفتم در خارج از کشور برای وبسایت کمیته گزارشگران حقوق بشر مقاله بنویسم ″ آیدا سعادت در جای دیگری به خبرنگاری آمریکایی گفته است که همراه با کاسپین ماکان ( نامزد خدابیامرز ندا آقا سلطان ) از مرز خارج شده است و قاچاقچیان ما اعمالی نفرت انگیز انجام دادند اما کاسپین ماکان به وی هشدار می دهد که اگر تحمل نکند او را در مرز ایران رها خواهند کرد ( اینجا را بخوانید) درست بودن یا درست نبودن تصمیم این زن و آن دختر بیچاره ای که با او هست و دو نوجوانی که بعدا” به وی پیوسته اند و نیز هزاران تن دیگر از هموطنانمان که با شرایطی کمابیش مشابه آیدا سعادت از مرز گذشته اند و در ترکیه به سر می برند موضوعی هست که صرفا” به خودشان مربوط است اما آنچه که تاسف بار است روند متلاشی شدن زندگی بسیاری از این هموطنان وضعیت رقت بار کنونی شان در ترکیه است . آیدا سعادت در نامه های مختلفی که برای طلب کمک و تمنای مدد به بسیاری از سازمانهای بشردوستانهء خارجی نوشته است ( و لینک برخی از آنها را زیر همین مطلب می بینید ) گفته است که تمام زندگی اش را پشت سرگذاشته است و فرزندش را نیز به همسر سابقش سپرده است تا به اروپا یا آمریکا برود و در آنجا برای سایت گروه اینترنتی کمیتهء گزارشگران حقوق بشر ایران مقاله بنویسد اما در ترکیه دچار وضعیتی فلاکت بار شده است . آیدا سعادت در حال حاضر و در منطقهء نیدهء ترکیه ( و ظاهرا” به کمک افرادی خیر و نیکوکار ) به شبکهء اینترنت دسترسی پیدا کرده و آنگونه که از انعکاسهای مطالبش پیداست ، روزانه به همهء سازمانها ، گروهها ، سایتها و اشخاصی که تصور می کند می توانند برای نجاتش از این موقعیت رقت باری که در آن گرفتار شده کاری کنند ، در سراسر دنیا ایمیل می فرستد و امیدوار است که هر چه زودتر سازمان ملل وی را به عنوان یک پناهندهء سیاسی به رسمیت بشناسد و کشوری غربی حاضر شود او را مانند هزاران تن دیگر از هموطنان پناهجویمان از آن جهنم سرد و فلاکت بی مانندی که در آن غرق شده اند نجات دهد . اما آنگونه که رسانه های خارجی نوشته اند ، تاکنون هیچ گام عملی برای کمک به هموطنان پناهجوی ما و از جمله این زن مستاصل برداشته نشده است . حسام میثاقی نوجوانی که که همراه با آیدا سعادت به پرسشهای گزارشگر آسوشیتدپرس پاسخ میداده ، گفته است “وقتی در میان برفها و یخها در حال مرگ بودیم ، به نحو عجیبی احساس آرامش و خواب کردیم” . آنچه که بیش از هر چیزی برای من شگفت انگیز هست ، بی تفاوتی نسبت به سرنوشت آیدا سعادت از سوی گروههایی است که وی در مصاحبه ها و نامه هایش اظهار داشته است پیش از خروجش از کشور با آنها همکاری می کرده . در این چند ماهی که آیدا سعادت در منطقهء نیدهء ترکیه و به عنوان پناهجویی گرسنه و بی سرپناه و بی پناه و مستاصل زندگی می کند وهمهء خبرگزاری ها و رسانه های خارجی به انعکاس وضعیت رقت بارش پرداخته اند ، وسایتهای فارسی زبان و بویژه انبوه سایتهایی که خود را مدافع حقوق زنان و حقوق بشر می دانند و پیش از این نام آیدا سعادت را پای هر بیانیهء اینترنتی شان حک می کردند ( مانند تغییر برای برابری ، مدرسه فمینیستی و …) تا به امروز حاضر نشده اند حتی یک کلمه (حتی یک کلمه!) دربارهء زندگی رقت بار دوست سابقشان بنویسند و بدبختی و فلاکت و استیصال وی و هموطنان پناهجویمان و حتی دوستان خودشان را منعکس کنند و یا کمکی عملی ( ولو در حد فراهم کردن یک بخاری کوچک) برای نجاتشان از جهنم سردی که در آن دچار شده اند انجام دهند . وضعیت رقت بار پناهجویان ایرانی در ترکیه و از جمله هموطنانی مانند آیدا سعادت که برای نجات خود از وضعیتی که دچارش شده است به همه جا پناه برده و خبرگزاری آسوشیتدپرس به آنها اشاره کرده است ، بقدری عمیق و غم انگیز است که آنها و از جمله این زن بیچاره ، حتی در چنین وضعیتی نیز همچنان تنها امیدشان به همان دوستان سابقشان است . آیدا سعادت همچنان اعلام می کند که با آنهاست و آنها نیز همچنان چشم خود را بر سرنوشت این زن بی پناه بسته اند و دریغ از نوشتن حتی یک کلمه از روزگار غم انگیز آیدا سعادت در نیدهء ترکیه
-------------------
برگرفته از سایت روزنامه نگار آزاد